گياه از نوع گياهان يكساله است و از خصوصيات ظاهري آن مي‌توان به ريشه پرمو، برگهاي وسيع خشن و گل‌هاي گرد پهن اشاره نمود. گل اصلي گياه داراي گل‌هاي كوچكي است كه در نهايت به دانه تبديل مي‌شوند.

حدود 50 نوع آفتابگردان كه عمدتاً بوميان آمريكاي شمالي هستند در جهان وجود دارند. بسياري از آنها در كوههاي راكي، نواحي گرمسيري آمريكا و شيلي و پرو يافت مي‌شوند و براي باغچه‌هاي سبزي مفيدند.

نام آفتابگردان (Helianthus) براساس نظريه‌اي قديمي1 از Helios به معناي خورشيد و anthus به معناي يك گل به وجود آمده و ترجمه انگليسي آن Sunflower تعبير شده است. بعدها ساكسون انگليسي يك كلمه معادل، به نام Sun-Following به معناي خورشيد در جلو يا به سوي خورشيد براي اين گونه گياهان ساخت به علت رفتاري كه در عكس‌العمل به پرتو خورشيد انجام مي‌دادند.

در پرستشگاههاي پرو كاهنه‌ها خود را با گل آفتابگردان تاج‌دار مي‌كردند و آن را بسيار مقدس مي‌شمردند هنگامي كه اسپانيايي‌ها به اين كشور تسلط پيدا كردند تعداد بسياري گل آفتابگردان ساخته شده با طلاي خالص را در پرستشگاهها يافتند.

دربعضي گياه‌نامه‌هاي قديمي نامهايي چون گل سخت سرخ ، گلي كه فقط در آفتاب باز مي‌شود و يك 9-6 اينچي بلند، با دوام و زيبا از كوههاي كلورادو را نيز براي آن مي‌بينيم. غير از آنكه آفتابگردان را مي‌توان گياه زينتي به حساب آورد هر قسمت آن مي‌تواند مورد استفاده چند بخش اقتصادي باشد برگها براي تغذيه حيوانان و ساقه آن به علت وجود بافتهاي اليافي مي‌تواند استفاده موفقي در ساخت كاغذ داشته باشد اما مهمتر از همه روغن غني است كه در بذر آن وجود دارد و مي‌تواند جانشين روغن زيتون باشد. همچنين در گذشته. در فاضلاب‌هاي زمين‌هاي كشاورزي رشد مي‌كرد و مورد تغذيه قرقاول و مرغ و خروس بود.

بصورت ميانگين مي‌توان گفت در هر 4 كيلومتر مربع 50 بوشل1 دانه قابل فروش از كشت آفتابگردان حاصل مي‌شود و هر بوشل تقريباً يك گالن روغن مي‌دهد.

عمده توليد روغن در كشور روسيه است اما نبايد از توليد زياد آن در روماني، مجارستان، بلغارستان و هلند صرفنظر كرد.

مردم روسيه علاقه بسياري به اين گياه از خود نشان مي‌دهند انواع دانه درشت آن مانند شاه بلوط‌ها در خيابان‌هاي اين كشور فروخته مي‌شوند در ايستگاههاي راه‌آهن فروشنده‌هاي بسياري به فروختن آن مشغول‌ند و در كافه‌ها نوشيدني‌هاي آفتابگردان كه مانند قهوه آماده مي‌شوند به فروش مي‌رسند. در نانوايي‌ها نيز نان‌ خوشمزه‌اي كه قسمتي از آن از گل آفتابگردان است فروخته مي‌شود.

براي استخراج روغن از دانه، تخم‌هاي كبود شده را در زير آهن يا استوانه‌هاي فلزي له مي‌كنند سپس در جعبه‌هايي قرار مي‌دهند و تا 300 اتمسفر به مدت 7 دقيقه به آن فشار اعمال مي‌كنند.

تركيبي شيميايي :

Kvamayer, Ludwig از گياه جوهري به فرمول C14H9O8 بدست آوردند و آن را Helianthitanic acid ناميدند.

يكي از روشهاي مناسب كاشت اين گياه كه از سوي يك مرجع علمي آمريكايي پيشنهاد شد اين است كه گياه را در رديفهاي شمال- جنوب كاشت كنند بصورتيكه هر بذر آن تا بذر ديگر در رديف خود 19 اينچ فاصله داشته و فاصله رديف‌ها از هم نيز 30 اينچ باشد. روش ديگر موفق آن است كه ابتدا گياه در جعبه‌هايي كاشته شود و سپس از رشد و تبديل‌شدن به بوته كوچك در زمين مغني به مواد كودي كاشته شود.

گياه احتياج زيادي به مراقبت ندارد مگر هنگامي كه به بلوغ رسيده و تخم‌ها تشكيل مي‌شوند. تخم كامل يك گياه داراي 16 درصد آلبومين و 21 درصد چربي و بسيار محرك است در نتيجه حيوانات را به خوبي به سوي خود جذب مي‌كند پس در هنگام تشكيل دانه، بايد از گياه مراقبت كافي به عمل آيد تا از شر حيواناتي مانند موش و پرندگان در امان ماند.

پس از روغن‌گيري از دانه، باقيمانده را مي‌توان براي تغذيه حيوانان استفاده نمود. مخلوط آن با جو غذايي بسيار مناسب و كامل براي حيوانات به شمار مي‌آيد.

علفي كه تازه مي‌ماند :

در مارس 1918 اين ارزش به عنوان علف براي اين گياه مطرح شد سپس مورد آزمايش قرار گرفت.

در جاهايي كه ذرت و لوبياها پرورش خوبي نشان نمي‌دادند پرورش يافت.

در سه سال متوالي هرسال بين 22 الي 30 تن در هر 4 كيلومتر مربع علوفه سبز داد كه اين مساوي با 5/2 سال كشت ذرت و بيش از 2 فصل كشت خوب يونجه بود.

با سايه خودروي زمين از رشد علفهاي هرز جلوگيري كرد.

گاوها ميل خوبي به آن نشان دادند و هيچ آلودگي در شير آنها يافت نشد.

در انگلستان بهتر از ذرت رشد يافت و محتواي روغني‌اش ارزش آن را دوچندان كرد.

عمل دارويي :

تخم‌هاي آن ادرار‌آور و خلط‌آور هستند و تأثيرات مناسبي در معالجه نايچه، ناي، سرفه، سرما‌خوردگي و سياه‌سرفه دارند.

ساكنان قفقاز آفتابگردان را براي بهبود تب‌مالاريا اينگونه استفاده مي‌كردند : برگها را بر يك بستر پوشانده از پارچه پهن مي‌كردند سپس آن را با شير گرم مرطوب كرده و بيمار را در آن خوابانيده و پارچه را بر او مي‌پيچاندند. اين عمل عرق بيمار را بيشتر مي‌كرد و تا هنگامي كه بيمار بهبود يابد اين كار هر روز تكرار مي‌شد.

اين متن ترجمه‌اي خلاصه از مقاله Sun flower گرفته شده از سايت :

Botanical.com

نام علمي : Parrotia persica

نام عمومي:ironwood ، درخت آهن ، توی ، انجیلی

خانواده:Hamamelidaceae

این درخت با شكوه و به طور طبيعي بيش از 20 متر رشد مي كند كه به نام F.W.Parrotia كه يك طبيعی شناس آلماني ، جهانگرد و پروفسور علوم دارويي كه اولين صعود را از كوه عرفات در سال 1829 داشت است، نام گذاری شده است. اهل جنگل هاي منطقه ي جنوب و جنوب غربي درياي خزر است ، اولين بار در Kew در سال 1841 معرفي شد. در جنگل ها گاهي به صورت بوته ديده مي شود ، ساقه هايش به شكل گروهي محكم هستند . بعضي اوقات با خودش پيوند ميدهد يا با ساير گياهان، حتي يك ساقه ي تنها هم قادر به رشد كامل است . درختي برجسته است و اخيرا در منابع به درختاني از اين گونه با 80 پا اشاره شده است. چوب آن بافت بسيار ظريف و بهم پيوسته اي دارد ، سخت ومحكم است ، از اين رو اسم رايج آن ironwood است.

برگ ها بیضوی تا تخم مرغی، بطول حدود 12 سانتی متر و عرض 6 سانتی متر، در حاشیه مواج و در راس بصورت نوک تیز، سبز براق.

پوست ساقه قهوه ای تا خاکستری. گل ها کوچک، فاقد گلبرگ، و دارای پرچم های قرمز رنگ بوده و در اواخر زمستان تا اوایل بهار ظاهر می شوند. میوه فندقه مانند، کپسولی قهوه ای بطول 8 میلی متر.